جمال الدين محمد الخوانساري
265
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
فرموده از آن ، وپرسش نمىكند از آنچه قضا كرده بر ايشان پس شما را چه كارست بتحقيق قضاى خداى تعالى ، بلكه بر شماست تحقيق آنچه دانستن آن در كارست از أوامر ونواهى وساير احكام معهودهء حق تعالى ، وبنا بر اين دانستن قضا وقدر در كار نخواهد بود . واحتمال ديگر آنچه اشاره بمعنى قضا باشد كه « قضا » در چيزيست كه خداى عزّ وجلّ در روز قيامت سؤال از آن نكند پس در أفعال اختياريّهء عباد نخواهد بود وبنا بر اين ظاهر اينست كه « قدر » هم نيز بمعنى « قضا » باشد واگر نه بايست اشاره بآن هم بشود ، واين احتمال موافق است با آنچه معتزله گفتهاند كه : قضا وقدر در أفعال اختياري عباد نمىباشد وعلم خدا اگر چه شامل آنها هم هست امّا علم بچيزى علت وقوع آن نمىشود بلكه وقوع آنها باراده واختيار ايشانست پس ايشان قضا وقدر خدا را امرى گرفتهاند كه سبب وقوع فعل شود مثل ارادهء حتمي يا خلق وايجاد ، وظاهرست كه قضا وقدر باين معنى در أفعال بندگان نخواهد بود واگر نه سؤال وحساب وثواب وعقاب معقول نباشد ، وبنا بر اين آيهء كريمه « انّا كلّ شيء خلقناه بقدر » تخصيص داده مىشود ببعضى أشياء ، يا اين كه قدر در آن بمعنى ديگر خواهد بود چنانكه از حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه وسلامه عليه روايت شده كه در تفسير اين آيهء كريمه فرموده كه خداى تعالى مىفرمايد كه : ما هر چيزى را خلق كردهايم از براي أهل آتش باندازهء أعمال ايشان ، پس تخصيص داده مىشود بچيزهائى كه از براي أهل آتش خلق شده ، وچنانكه بعضي مفسرين گفتهاند كه : مراد اينست كه ما خلق كردهايم هر چيزى باندازهء كه حكمت اقتضاى آن كرده وموافق مصلحت بوده ، پس تخصيص داده مىشود بچيزهائى كه خداى تعالى خالق آنها باشد وشامل أفعال عباد نخواهد بود واللّه تعالى يعلم . وشيخ صدوق رحمه اللّه بعد از آنچه نقل كرديم گفته كه : وكلام در قدر نهى شده از آن ، ونقل كرده حديثي از حضرت أمير المؤمنين